برگشت بابا وماجراهای مهمونی
بابای کسرا روز جمعه به تهران رسید و کسرا از دیدنش خیلی خوشحال شد و با دعوت شدن به خونه مریم جون خوشحالیش چند برابر شد و بعد از ظهر بود که بیقراریهاش شروع شد و برای رفتن از ما بیشتر عجله داشت و جلوتر از ما به بیرون رفت و منتظر ایستاده بود. نزدیک افطا ربود که خونه مریم جون رسیدیم. مانیسا جون با بابا و مامانش چند دقیقه بعد از ما رسیدند تو همین فاصله کسرا از مانا جون دوتا هدیه خیلی خوب دریافت کرد یکیش فوتک تلی خرگوشی بود و یکی هم لیوان باب اسفنجی که خیلی خوشحالش کرد من و مانا جون بهش گفتیم که باید مواظب لیوانت باشی تا نشکنه کمی فکر کرد و به مانا ...
نویسنده :
مامان دریا
10:29









