کسرا  کسرا ، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

کسرا یعنی شاه خوب

دوران کرونا و خانه نشینی

فصل قاصدک

کسرا هیچ پارکی را به اندازه پارک گلها دوست نداره چون دوستان جدیدی پیدا کرده و تقریبا هر روز میتونه اونها را ببینه و از هر بهونه ای برای بیشتر موندن تو پارک استفاده میکنه. آخرهای فروردین بود که به پارک گلها رفتیم دخترها قاصدک پیدا کرده بودند و همه با هم مسابقه گذاشتند تا ببینن که کدومشون زودتر قاصدکها را فوت میکنه و در حال فوت کردن بودن که کسرا هم به اونها ملحق شد و من هم از اونها عکس گرقتم.  ...
7 ارديبهشت 1392

پارک شریعتی و حیوانات باغ وحش در فروردین1392

پارسال تابستون بود که با کسرا به پارکی در خیابان شریعتی رفتیم که تو این پارک ماکت ومجسمه حیوانات را داخل فضای سبز گذاشتن و اکثر بچه ها دوست دارن که سوار این حیوانات شن و بزرگتر ها هم ازشون عکس میگیرن .وقتی داستانی را میخواد تا واسش تعریف کنمحتما یک قصه مربوط بهپارک باغ وحش حیواناته. این پارک خیلی سر سبز و زیباست و هینطور لاله های بسیار زیبایی راکاشتن که واقعا تنوعش بی نظیره کسرا هم که عاشق حیواناتوگلها ست.یکی از بچه ها گلی را کند و ما هم مشغول فیلم برداری و عکس از کسرا بودیم که دیدیم او نهم به طبعه دوستش گلی را کند بهش تذکر دادیم که نباید گل رامی کندیو دیگه اینکار انجام نده که ناگهان مامور پارک یک جیغ بل...
2 ارديبهشت 1392

پارک جنگلی شیان

کسرا پارک جنگلی را خیلی دوست داره و چو ن بهخونمون نزدیکه سعی میکنیم از مسیر جنگل ردشیمتا لذت بیشتری از طبیعت ببره . یکروز خاله جون احترام با ماتماس گرفت و گفت امروز میخواهیم بیاییم پارک جنگلی. شما ها هم برای ناهار با ماباشید با اینکه ما به جنگل نزدیک هستیم ولی رفتنمون به پارک خیلی طول کشید وحسابی وقتمون تلف شدچون انروز کسرا خیلی دیر از خواب بیدار شد. تو جنگل خیلی بهمون خوش گذشت مخصوصاکه تیم بازیگران باب اسفنجیمانا جون و مریم جون و مسعودجون همه اونجا بودن و جمعشون جمع بود. کسرا باهاشو ن خیلیبازی کردو کلی باهم عکس انداختن . اونروز ناهارجوجه کبابی براه کردن و کسرا هم همش دور ور منقلمیچرخید و دوست داشت کمک کنه ب...
2 ارديبهشت 1392

جشنواره نوروزی برج میلاد

امسال به جشنواره برج میلاد که تو عید برگزار شد رفتیم . یک قسمت از جشنواره بیرون برج برگزار میشد که چادرهای عشایر هم به چشم میخوردو از شهر های مختلف برای فروش محصولاتشون به برج دعوت شده بودند.قسمتی دیگر باغ وحش حیوانات بود و آبزیان دریایی و انواع مارها ،کسرا از شتر دوکوهانه خوشش اومد و دوست داشت بیشتر پیش اون بمونه و قسمت دیگر حیاط برج نقاشی و کار دستی برای کودکان داشت که کسرا بعد رنگ آمیزی و نقاشی ماسک صورت وکلاه جایزه گرفت .بعدش با عمه کسراو طناز دخترشبه قسمت استخر ماهگیری رفتیم که مخصوص کودکان بود بعد ماهیگیریهم به سالن برج و دیدندی های اونجا رفتیم. اینهمقسمتی ازهفت سین برج میلاد ...
2 ارديبهشت 1392

ادامه مسافرت عید

هوای عید امسال شمال خیلی خوب و عالی بود وچون بارندگی نبود برای برگشت از شمال هم اذیت نشدیم .دایی ابوالقاسم سفر حج در پیش داشت به همین خاطر ما بعد از ظهر از شمال حرکت کردیم و برای اینکه بتونیم از دایی و زن دایی کسرا و همینطور بچه هاشون خداحافظی کنیم ساعتدوازدهشب به سمنان رسیدیم و ساعت یک نصف شب بود که تو ترمینال از زائرین خداحافظی کردیم وبه خونه خاله جون جمیله اومدیم کسرا که خیلی خوشحال بود و با اینکه خیلی از شب گذشته بود از خوشحالی نمیخوابید. کم کم باورش شد که ما قراره خونه خاله جون جمیله بمونیم. و با این امید که فردا آرین پسر داییش را میبینه خوابید که صبح زودتر بریم خونه آرین تا با هم بازی کنن. این هم چند تا عکس از...
31 فروردين 1392

اولین مسافرت کسرا کنار دریا

خیلی وقت ها تصمیمرفتن به شمال راداشتیمامابرنامه ما جور نمی شد که با کسرا کنار دریا بریم ولی عید امسال فرصت خوبی برامون پیش اومد تا به شمال بریمو پسرمون از نزدیک ساحل و دریا را ببینه و لذت ببره .وقتی وارد منطقه ساحلی شدیم ،کسرا به طرف دریا دوید،با اینکه آفتاب خوبی میتابید ولی هوا سرد بود و باد یخ می وزیدو با تمام اینها همیشه ساحل و دریا قشنگیهای خودشون را دارن کسرا هم از دیدن دریا خیلی لذت برد و دوست داشت کنار دریا باشه ولی از موج میترسید و سریعا به عقب برمیگشت من و اون چندین بار با موجها به جلو عقب میرفتیم و با هم بازی میکردیم و شکلهایی را هم به روی ماسه ها نقاشی کردیم و کسرا نگاه میکرد که بعد ازنقاشی چ...
28 فروردين 1392

عید دیدنی های سال1392

بعد از ظهز روز چهارشنبه بود که بعد از سال تحویل واسه عید دیدنی خونه خاله جون احترام رفتیم،مانیسا جون هم اونجا بود.کسراازاهل خونه عیدی گرفت .ازمسعود جون هم عروسک باب اسفنجیعیدی گرفتوکلی خوشحال شد و از اونجایی که همیشه دوست داره در قالب باب اسفنجی باشه با پسر خاله و دختر خاله هاش این نقش رابازی کردوخیلی بهش خوش گذشت .کسرا خونه خالش رافراواندوست داره و مدت زیادی را اونجا موندیم و بههمین دلیلنتونستیم دیگه عید دیدنی کنیم و روز اول عید هم تموم شد. فردای اونروز هم به خونه مامان حاجی رفتیم و کلی خوش گذروند روز یکشنبه هم واسه ناهاربهخونه داییجونمحمد رفتیم و کسرا هم که تیم بازیگران دختر خاله ها و پسر خاله هاش را دید...
27 فروردين 1392