مهمونی روز جمعه
روز جمعه خاله پروین و خانوادش خونه ما مهمون بودند کسرا هم یک کمی مریض احوال بود و قبل از اومدن مهمونها گلاب بروتون بالا آورد ولی از اومدن خاله و بچه هاش اونقدر خوشحال بود که مدام در حال تغییر دکوراسیون اتاقش بود و به سلیقه خودش اتاقشو با وسایل بازی وماشینهاش تزئین کرده بود و منتظر اومدنشون بود به محض اینکه تماس گرفتند و گفتند بلوار دانشجو هستیم کسرا سریعا به سمت اسانسور رفت تا به پارکینگ بر ه اونروز هوا خیلی سرد بود و خاله پروین نزدیک خونمون بود که دوباره تماس گرفت تا آدرس بپرسه و من نفهمیدم کسرا چطور سراسیمه به سمت خیابون دوید خاله پروبن میگفت اگه کسرا را دم در ندیده بودیم باید دوباره تم...
نویسنده :
مامان دریا
10:11










