خاطرات سیزده بدر
روز سیزده بدر به خونه مامان حاجی رفتیم عمه و بچه هاش و عموهای کسرا هم اونجا بودند ناهارمون که خوردیم مامان حاجی آش پخت تا برای سیزده بدر بیرو ن بریم ا لبته چون از قبل با بقیه فامیل هماهنگی شده بود به سر قرار رفتیم خیلی بهمون خوش گذشت مخصوصا که یک دوره دیگه همه فامیلها رادیدیم و کسرا توی پارک خیلی بازی کردوبه هممون خوش گذشت و با هزار طرفند از کسرا خان رضایت گرفتیم تا از پارک به خونه عمش بریم .اونجا هم کلی با طناز و کامپیوتر بازی کرد بعد از خوردن آش به خونمون برگشتیم اصلا دوست نداشت توی خونه بیاد . واسش شیرآب راباز کردم و گفتم توپت را بشور از اونجایی که عاشق آب باز...
نویسنده :
مامان دریا
14:26











