مراسم خاکسپاری وماجرای رستوران
داییجون محمد به اتفاق خانم و بچه هاش روز چهاارشنبه به دیدنمون اومدند. همون موقع عمه کسرا باهامون تماس گرفت و از فوت دایی عزت دایی بابای کسراست خبر داد.اونوقت ها که ما با هم تو شیان همسایه بودیم هروز همدیگرو میدیدم به همین خاطر کسرا خیلی با دایی عزت جور بود و پیشنهاد میداد که بریم به دایی یه سر بزنیم . دایی هم همیشه واسش خوراکی میگرفت و کسرا کلی خوشحال میشد .وقتی هم فهمید دایی فوت کرده خیلی ناراحت شد و همش علت فوتش را ازما میپرسید. روز پنجشنبه بود که برای تشیع جنازه به شیان رف...
نویسنده :
مامان دریا
14:24












