کسرا  کسرا ، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 1 روز سن داره

کسرا یعنی شاه خوب

دوران کرونا و خانه نشینی

عروسی میثم خان و ذبلی های کسرا

میثم خان با همسرشون  بعد از یکسال زندگی مشترک در آمریکا برای جشن ازدواجشون   به تهران آمدند ویکشنبه 9 تیرماه بود که به عروسی اونها دعوت شدیم.عروسی بسیار گرمی بود و کسرا هم در جمع بچه های فامیل خیلی بهش خوش میگذشت . و اونقدر با شاهین و کیانا سرگرم بازی بود که منو باباش را فراموش کرده بود .   وقتی عروس خانم و آقا داماد  تشریف فرما شدند روی سرشون نقل و پول میرختند کسرا هم با بچه های دیگه پول جمع کرده بودند و کسرا بین دختر و پسرها از همشون کوچکتر بود و من فکر نمیکردم تونسته باشه پولی جمع کنه و چون یک لحظه هم نمیدیمش از کارهاش خبر نداشتم .وقت شام خوردن بود که پیشم اومد و گفت مامان ببین چقدر پول...
16 تير 1392

ماجرهای خطر آفرین کسرا

بزرگترین کارهای خطرناک کسرا اینکه تو خیابون های فرعی که خلوت هم هست دوست داره خودش از عرض خیابون رد شه بارها هم بهش تذکر دادیم ولی گوش نمیده از اینکه خودش رد میشه احساس زرنگی و بزرگی میکنه و من در قالب داستان کارش را بد و خطرناک جلوه دادم . جند روز پیش که من وکسرا به سمت پارک رفتیم گفت مامان تو پیاده رو هستیم  میشه دستم را ول کنی . گفتم به شرط اینکه با من حرکت کنی. بهم قول داد یک چند دقیقه ای باهم حرکت میکردیم که یکدفعه مثل برق دوید و چون حرکتمون سر پائینی بود وقتی میدوید سرعتش بیشتر شد طوری بود که من نتونستم بهش برسم به نبش خیابون پر تردد رسید از عرض خیابون رد شد که من هم به خیابون رسیدم که یک سمند...
14 تير 1392

شیرین کاریهای کسرا در خانه

کسرا تا ساعت 9 صبح خوابه وقتی هم که بیدار میشه   صبحونه میخوره و شیطنت هاش شروع میشه و از در و دیوار بالا میره البته حق داره چون وقتی از کارتون و یا اسباب بازی خسته میشه باید اینکار ها را انجام بده اینکه از در داره میره بالا مارمولک نیست بلکه خود کسرا خانه که میخواد از اون تو چشمی نگاه کنه ببینه برون چه خبره و من شکار لحظه ها کردم و پنهونی ازش عکس گرفتم. یکی دیگر از شیرین کاریهاش مربوط به جند روزه پیشه که وقتی در راهرو باز بوده و کلید هم روی در بوده کلید را بر میداره و در را بروی باباش میبنده و میره بیرون باباش هم که با تلفن صحبت میکرده یکدفعه متوجه میشه که در قفل شده  و کسرا  تو خیاب...
8 تير 1392

ورود کسرا به آکادمی ورزش و مهد دانشگاه

مدتی است که کسرا دوست داره به مهد بیاد و با بچه ها بازی کنه مخصوصا که یکبار  قبلا با من به دانشگاه اومده بودو  محیط بیرون مهدکودک و اسباب بازیها را هم دیده بود اصرار داشت که به مهد بیارمش من هم بدم نمیاومد بیاد چون به خاطر تابستون دانشگاهمون واسه بچه های کارمند و آزاد آکادمی ورزش بر پا کرده فقط مشکل خوابش را داشتم چون صبح را تا نه ونیم ده خوابه بلاخره با اینکه خواب بود تو ماشین گذاشتمش و با هم به دانشگاه اومدیم وقتی بیدار شد خیلی ذوق زده بود و بعد از اینکه صبحونش را خورد اونو به آکادمی ورزش بردم مربی ها  خیلی گرم باهاش برخورد کردندتا جذب بشه.     محیط بازی را خیلی دوست داشت و ا...
8 تير 1392

اتفاقات خوشایند و ناخوشایند

از اتفاق ناخوشایندی که در تاریخ 28 خردادماه  برای کسرا پیش اومد فرو کردن خاک ژله ای در گوش چپش بود که کارمونو به بیمارستان تخصصی امیر اعلم کشوند. از اونجا که نتونستن با پنس اونو خارج کنن، گفتن برای عمل بستری بشه که ما خیلی نگران شدیم چون بهمون گفتن عمل هم بیهوشی داره و هم احتمال زیاد پارگی گوش چون این شی دقیقا به پرده گوش چسبیده وما ترجیحا پیش متخصص دیگری به نام دکتر رضا پور که مطبش تو میردادماد ه رفتیم که با یک کار شستشوی ساده گوش این شی را دراورد خیلی خوشحال شدیم خصوصا اینکه از عمل و بیهوشی راحت شدیم و خدا را خیلی شکر کردیم و 30 خرداد  به باغ  دایی جون  مصطفی و خانوادش واسه پاگشایی عروس خ...
4 تير 1392

بازیهای کسرا در پارک نیاوران

روزهای بلند بهار و تابستان  خانواده ها به پارک میان تا بچه هاشون راحت تر بازی کنن ما هم هر روز کارمون با کسرا همینه و بقیه کارهامون از جمله خرید و غیره به زمان دیگر  موکول میشه طبق معمول هر بعد از ظهر که به یکی از پارکهای تهران میریم ایندفعه به پارک نیاوران رفتیم و این پارک هم برای کسرا تازگی داشت. مخصوصا که اسکوترش را هم آورده بود وقبل از بازی و گردش در پارک کلی با اسکوترش بازی کرد.    بعد از بازی با اسکوتر به سراغ مجسمه های پارک رفتیم که از اونها هم خوشش اومده بود و دوست داشت اونها را دست بزنه و جنسشون را شناسایی کنه.     وقتی حسابی گشت و گذار کرد به سراغ بچه ها و وس...
24 خرداد 1392

عروسی مریم جون

چند وقت پیش که نامزدی مریم جون بود .به کسرا خیلی خوش گذشت و هروقت میگفتیم عروسی مریم جون آرین هم میاد میگفت پس که عروسی میشه .16 خرداد بود که ما به عروسی رفتیم، قبل از عروسی هم آرین و سروش به خونه ما اومدن و کسرا دیگه واقعا باورش شده بود که به عروسی میریم .درسا کوچولو هم اولین باری بود که به خونه ما میآمد.و جالب این که آرین و کسرا جفتشون درسا را با تفنگ لیزریشون بیدار کردن و دوست داشتن باهاش بازی کنن و اونهم زد زیر گریه خلاصه غوغایی شده بود پنجشنبه به عروسی رفتیم که کسرا و آرین یک لحظه هم از هم جدا نمیشدند و مانیسا ی خوشگل و ناز هم تو عروسی بود و وقتی تو بغل عمو مسعودش بود به همراه کسرا عکس گرفتنتد بعدش هم یکسر کس...
20 خرداد 1392

شیطنتهای کلامی کسرا

جند وقتیه که کسرا تو جواب دادن و حرف زدن شیطنت میکنه و این زمانیه که جواب درست را میدونه و عمداسر بالا و باشیطنتهای کودکانش جواب میده مثلا در مورد پرسیدن فامیل و یا هر چیزی که در موردش اطلاعات داره با خنده و شیطنت برعکس جواب میده .چند وقت پیش من تو اتاقم کار انجام میدادم که کسرا به باباش میگه بابا بیا بریم تو اتاق مامانو اذیت کنیم و باباش هم از طرز نگاهوحالتشخندش میگیره چند روز پیش هم که باباش داشته ماشین را تمیز میکرده کسرا هم میره تو حیاط پیشش و باباش بهش میگه واسه چی بیرون اومدی اونهم میگه مامان گفته برو بیرون باباتو اذیت کن و واقعا هم اذیتش کرده بود.چون وقتی وارد حونه شدن باباش گفت خانم شما گفتی کسرا بیاد منو اذیت کنه من که حسابی ...
20 خرداد 1392

شیطنتهای کلامی کسرا

 جند وقتیه که کسرا تو جواب دادن و حرف زدن شیطنت میکنه و این زمانیه که جواب درست را میدونه و عمدا سر بالا و با  شیطنتهای کودکانش جواب میده مثلا در مورد پرسیدن فامیل و یا هر چیزی که در موردش اطلاعات داره با خنده و شیطنت برعکس جواب میده .چند وقت پیش من تو اتاقم کار انجام میدادم که کسرا به باباش میگه بابا بیا بریم تو اتاق مامانو اذیت کنیم و باباش هم  از طرز نگاه و حالتش خندش میگیره چند روز پیش هم که باباش داشته ماشین را تمیز میکرده کسرا هم میره تو حیاط پیشش و باباش بهش میگه واسه چی بیرون اومدی اونهم میگه مامان گفته برو بیرون باباتو اذیت کن و واقعا هم اذیتش کرده بود.چون وقتی وارد حونه شدن باباش ...
20 خرداد 1392

خلاقیت با وسایل

وسایل بازی کسرا به چند دسته تقسیم شدند یک دسته از اونها وسایلی هستند که متعلق به زمان طفولیت کسراست و شامل اسباب بازیهای ابتدایی است مثل ماشینها و عروسکها و جغجغه هاست یکسری هم که کنترلی هستن و تو کمده که انشالله سال دیگه بتونه با هاشون بازی کنه در اختیارش قرار میگیره. از اونجا که هر وسیله ای را میشکونه تا ببینه توش چیه وسایل خراب و شکسته زیاد داره که اونها هم تو سبد دیگه ای قرار داره. یکروز دیدیم با چرخ های شکسته بالا بر وبا بادکنک چوبی و وسایل دیگه هواپیمای بسیار زیبایی ساخته بود که من خیلی تشویقش کردم و باباش هم وقتی دید خیلی ذوق کرد و بهش آ فرین گفت.یک خلاقیت دیگش این بود که من تازه از سر کار اومده بودم و روی تختم دراز کشیده بودم ...
19 خرداد 1392