کسرا  کسرا ، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 1 روز سن داره

کسرا یعنی شاه خوب

دوران کرونا و خانه نشینی

کامیون کسرا و خطر سقوط

یکی از پارکهایی که به خونمون خیلی نزدیکه پارک گلها در مجتمع گلهاست. دو روز پیش من و کسرا آماده شدیم تا به پارک بریم به اصرار کسرا کامیونش را براه انداختیم. وقتی تو پارک بچه ها کسرا را با کامیون دیدند صداش زدند تا با هم بازی کنن من هم مواظب بودم تا با هم دعوا نکنن کسرا هم همیشه وسایل بازیش را به بچه ها میده همین پسری که مشکی پوشیده و جلوی کسرا نشسته کامیونش را برداشت و شروع کرد به دویدن کسرا هم به خاطر اینکه کامیونش را بگیره پشت سرش میدوید که امیر علی کامیونش را زمین زد و چرخش کنده شد من هم یک لحظه دیدم که امیر علی چرخ کامیون را به بالا پرتاب کرد من وقتی نزدیکتر شدم دیدم که کسرا&nb...
16 ارديبهشت 1392

ترفندهای کسرا برای گرفتن جایزه

بچه ها جایزه گرفتن را دوست دارن و کسرا هم از این قائده مستثنی نیست. و هر موقع که کار خوبی انجام میده به خاطر اینکه تشویق بشه از طرف من و یا پدرش جایزه دریافت میکنه . روز جمعه بود که من و کسرا با هم تنها بودیم و بعد از بیدار شدن از خواب و صبحونه خوردن . کارتون دیدن کم کم خودش را برای رفتن به پارک آماده میکرد. من مقداری کار داشتم و بهش قول دادم که زمانش برسه حتما میبرمشو به شرط اینکه کار خطایی هم انجام نده بهش پاستیل میدم . چند باری برای جیش کردن بهدستشویی رفت و گفت من پسر خوبی شدم جایزم را بده و از من جایزه پاستیل گرفت.بعد از مدتی ترفندی به کار برد و گفت مامان من پارسام شما هم خاله باش گفتم باشه وحسابی از کارهای...
15 ارديبهشت 1392

ترفندهای کسرا برای گرفتن جایزه

 بچه ها جایزه گرفتن را دوست دارن و کسرا هم از این قائده مستثنی نیست. و هر موقع که کار خوبی انجام میده به خاطر اینکه تشویق بشه از طرف من و یا پدرش جایزه دریافت میکنه . روز جمعه بود که من و کسرا با هم تنها بودیم و بعد از بیدار شدن از خواب و صبحونه خوردن . کارتون دیدن کم کم خودش را برای رفتن به پارک آماده میکرد. من مقداری کار داشتم و بهش قول دادم که زمانش برسه حتما میبرمش و به شرط  اینکه کار خطایی هم انجام نده بهش پاستیل میدم . چند باری برای جیش کردن به دستشویی  رفت و گفت من پسر خوبی شدم  جایزم را بده و از من جایزه پاستیل گرفت.بعد از مدتی ترفندی به کار برد و گفت مامان من پارسا...
14 ارديبهشت 1392

ذوق و شوق مدرسه با خرید کیف

مدتها بود پسرم دوست داشت کیفی برای رفتن به مهد کودک و مدرسه داشته باشه این آرزوبا خرید کیف برآورده شد و شوق رفتن به مدرسه در او چندین برابر شد. روزهای اول کوله پشتیشرا به دوش میانداخت و تا صبح باکیفش میخوابید. هرجایی هم که میرفتیم اونو با خودش میبرد و هر کسی هم که به خونمون میاومد کوله پشتیش را بهشون نشون میداد. به خاطر خرید کیف خیلی ازمون تشکر کرد و گفت خیلی خوشحالم که واسم کیف خریدین حالا دیگه میتونم با کیفم به مدرسه برم . دیروز هم عمه کسرا به دیدنش اومد و حسابی برای کیف جدیدش خوراکیخریده بود. من با خونه تماس گرفتم تاحالش رابپرسمکه بهم گفت من کتاب داستان و خوراکیها یم راتوی کیفم گذاشتم تا بعد از ظهر به ...
9 ارديبهشت 1392

ذوق و شوق مدرسه با خرید کیف

مدتها بود پسرم دوست داشت کیفی برای رفتن به مهد کودک و مدرسه داشته باشه این آرزوبا خرید کیف برآورده شد و شوق رفتن به مدرسه در او چندین برابر شد. روزهای اول   کوله پشتیش را به دوش میانداخت و تا صبح با کیفش میخوابید . هرجایی هم که میرفتیم اونو با خودش میبرد و هر کسی هم که به خونمون می اومد کوله پشتیش را  بهشون   نشون میداد.  به خاطر خرید کیف خیلی ازمون تشکر کرد و گفت خیلی خوشحالم که واسم کیف خریدین حالا دیگه میتونم  با کیفم   به مدرسه برم .  دیروز هم عمه کسرا به دیدنش اومد و حسابی برای کیف جدیدش  خوراکی  خریده بود.  من ...
9 ارديبهشت 1392

خاطرات کسرا در شهرک شهید محلاتی

هر وقت بخواهیم شیر باز بگیرم به شهرک شهید محلاتی میریم وبه پارک اونجا هم سری میزنیم کوچکتر که بود از وسایل بیل مکانیکی و چرخ وفلک اونجا خوشش می اومد. ولی حالا که بزرگتر شده دوستهایی که باهاشبازی میکنن واسشمهمتر از وسایل پارکند. چون هر وقت شبهابراش قصه ای تعریف میکنم حتما دوست های پارکش مثل امیرحسین و شایان رایاد می کنه و میگه بگو تو پارک با دوستامون چه بازی میکردیم. از اونجا که روابط عمومیش خوبهو سریعا دوست یابی میکنه تو این پارک هم خیلی زود دوست گیر آورد و باهاشون همبازی شد. اینجا روی اتاقک کشتی نشستن اینجا هم داره کشتی زا هدایت میکنه خاکبرداری با بیل مکانیکی ...
7 ارديبهشت 1392

خاطرات کسرا در شهرک شهید محلاتی

هر وقت بخواهیم شیر باز بگیرم به شهرک شهید محلاتی میریم وبه پارک اونجا هم سری میزنیم کوچکتر که بود از وسایل بیل مکانیکی و چرخ وفلک اونجا خوشش می اومد. ولی حالا که بزرگتر شده دوستهایی که باهاش بازی میکنن واسش مهمتر از وسایل پارکند. چون هر وقت شبها براش قصه ای  تعریف میکنم حتما دوست های پارکش مثل امیرحسین و شایان را یاد می کنه و میگه بگو تو پارک با دوستامون چه بازی میکردیم. از اونجا که روابط عمومیش خوبه و سریعا دوست یابی میکنه تو این پارک هم خیلی زود دوست گیر آورد و باهاشون همبازی شد. اینجا روی اتاقک کشتی نشستن اینجا هم داره کشتی زا هدایت میکنه خاکبرداری با بیل...
7 ارديبهشت 1392

فصل قاصدک

کسرا هیچ پارکی را به اندازه پارک گلها دوست نداره چون دوستان جدیدی پیدا کرده و تقریبا هر روز میتونه اونها را ببینه و از هر بهونه ای برای بیشتر موندن تو پارک استفاده میکنه. آخرهای فروردین بود که به پارک گلها رفتیم دخترها قاصدک پیدا کرده بودند وهمه با هم مسابقه گذاشتند تا ببینن که کدومشون زودتر قاصدکها را فوت میکنهو در حال فوت کردن بودن که کسرا هم به اونها ملحق شد و من هم ازاونها عکس گرقتم. ...
7 ارديبهشت 1392

فصل قاصدک

کسرا هیچ پارکی را به اندازه پارک گلها دوست نداره چون دوستان جدیدی پیدا کرده و تقریبا هر روز میتونه اونها را ببینه و از هر بهونه ای برای بیشتر موندن تو پارک استفاده میکنه. آخرهای فروردین بود که به پارک گلها رفتیم دخترها قاصدک پیدا کرده بودند و همه با هم مسابقه گذاشتند تا ببینن که کدومشون زودتر قاصدکها را فوت میکنه و در حال فوت کردن بودن که کسرا هم به اونها ملحق شد و من هم از اونها عکس گرقتم.  ...
7 ارديبهشت 1392

پارک شریعتی و حیوانات باغ وحش در فروردین1392

پارسال تابستون بود که با کسرا به پارکی در خیابان شریعتی رفتیم که تو این پارک ماکت ومجسمه حیوانات را داخل فضای سبز گذاشتن و اکثر بچه ها دوست دارن که سوار این حیوانات شن و بزرگتر ها هم ازشون عکس میگیرن .وقتی داستانی را میخواد تا واسش تعریف کنمحتما یک قصه مربوط بهپارک باغ وحش حیواناته. این پارک خیلی سر سبز و زیباست و هینطور لاله های بسیار زیبایی راکاشتن که واقعا تنوعش بی نظیره کسرا هم که عاشق حیواناتوگلها ست.یکی از بچه ها گلی را کند و ما هم مشغول فیلم برداری و عکس از کسرا بودیم که دیدیم او نهم به طبعه دوستش گلی را کند بهش تذکر دادیم که نباید گل رامی کندیو دیگه اینکار انجام نده که ناگهان مامور پارک یک جیغ بل...
2 ارديبهشت 1392