ادامه روزهای رنگی و تجربیات کسرا
روز پنجشنبه قراربود امیر علی بیاد پیش کسرا و توی خونه با هم بازی کنن به محض اینکه چشم کسرا از خواب وا شد امیر علی را صدا زد و اونهم اومد خونمون و با هم بازی کردن خیلی با هم جورند تا ظهر با هم بودند هر وقت هم که امیر علی به در ورودی نزدیک میشد جیغ کسرا بالا میرفت که نرو خونتون پیش من بمون و باهم چندین بار به حیاط رفتند تا اینکه خواهرش اومد و امیر علی را صدا کرد، اونهم به خونشون رفت . با هزار ترفند آقا کسرا را ساکت کردیم بعد ناهار استراحت کرد وقتی از خواب بعد از ظهر بیدار شد اونو به فروشگاه و پارک بردیم توفروشگاه واسش یک دوچرخه اسباب بازی و دوتا کتاب حسنی خریدیم و بعد به پارک رفتی...
نویسنده :
مامان دریا
7:26










