شوق رفتن به مهد کودک
مانا جون واسه کسرا یک کتاب وسی دی آورده که اسم این کتاب هست. لی لی حالا میتونه از یک تا نه بخونه و موضوع این کتاب در رابطه با مهد کودک و بچه هاست که راننده ای به نام آقا سیروس دارن اونقدر این کتاب را دوست داره که مدام تو خونه با شعر این کتابو میخونه و میگه آقا سیروس راننده ماشینو بذار تو دنده و با این شعر کلی حال میکنه و شب وروز هم به من میگه قصه بچه ها و آقا سیروس که اونها را به مهد کودک میبره بخون .من هم دیشب بهش قول دادم که یکروز شما را به مهد کودک میبرم تا با بچه ها بازی کنی. گفت شیدا و عرفان هم هستند گفتم نه اونها مدرسه میرن امروز صبح کسرا خیلی...
نویسنده :
مامان دریا
11:38










