کسرا  کسرا ، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 4 روز سن داره

کسرا یعنی شاه خوب

دوران کرونا و خانه نشینی

خوراکی های مورد علاقه کسرا سره سفره هفت سین

این شکلات هاهم که تو سفره هفت سینمون بود از خوراکی هایی بود که کسرا خیلی دوست داشت بخوره  چون تا به حال فرشته مهربون تابلو خونمون اونهم گاهی واسش شکلات میاورد به همین دلیل از دیدن این همه شکلات متعجب شده بود با اینکه من سفره هفت سین را روی میز ناهار خوری چیده بودم ولی باز هم به طرق مختلف خودشو بالای میز میرسوند تا به وسایل داخل سفره هفت سین دست بزنه و مخصوا شکلات هاشو بخوره بقیه عکس ها و شیطنت ها در ادامه مطلب   ...
1 فروردين 1391

سفره هفت سین 1391

آغاز سال 1391 صبح روز سه شنبه بود وما  سه تایی در کنار هم سال جدید را شروع  کردیم.این هم سفره هفت سین امسال که کسرا همش اونو بهم میریخت و کلی هیجان داشت     خلاصه من هم با یک  مکافاتی تونستم کنار هفت سین ازش عکس بگیرم.    بقیه عکس های عید در ادامه مطلب   ...
1 فروردين 1391

خاطرات اولین چهارشنبه سوری با کسرا جون

ما دیشب برای چهارشنبه سوری به خونه قدیمی  خاله جون احترام  رفتیم. همه اونجا جمع بودند و کسرا از دیدنشون مخصوصا مانا جون خیلی خوشحال شد. و همش دور آتیش میدوید و مپریدو خوشحالی میکرد،ماهم ازآتیش پریدیم   بعد از خوردن سیب زمینی های تنوری به خونه جدید خاله جون رفتیم،آش و شام خوردیم بعدش هم کسرا جون مشغول خوردن آجیل شیرین شد و انقدر بهش خوش گذشت که حاضر نبود  با ما به خونه بیاد و بالاخره ساعت یازده شب بود که ما آماده رفتن به خونمون شدیم و خاله جون 2تا ماهی بزرگ و خوشگل که از استخرشون در آورده بود را به کسراجون داد و پسر م خیلی خوشحال شد واقعا شب به یاد ماندنی شد. ...
24 اسفند 1390

خاطرات اولین چهارشنبه سوری با کسرا جون

ما دیشب برای چهارشنبه سوری به خونهقدیمی خاله جون احترام رفتیم. همه اونجا جمعبودند و کسرا از دیدنشون مخصوصا مانا جون خیلی خوشحال شد. و همش دور آتیش میدوید و مپریدو خوشحالی میکرد،ماهم ازآتیش پریدیم بعد از خوردن سیب زمینی های تنوری به خونه جدید خاله جون رفتیم،آش و شام خوردیم بعدش هم کسرا جون مشغول خوردن آجیل شیرین شد و انقدر بهش خوش گذشت که حاضر نبود با ما به خونه بیاد و بالاخره ساعت یازده شب بود که ما آماده رفتن به خونمون شدیم و خاله جون 2تا ماهی بزرگ و خوشگل که از استخرشون در آورده بود را به کسراجون داد و پسر م خیلی خوشحال شد واقعا شب به یاد ماندنی شد. بقیه عکس ها در ادمه مطلب ...
24 اسفند 1390

درو دیوار بالا رفتن های کسرا خان

کسرا جون  همیشه دوست داره رو بلندی باشه و راه بره از روی میز ناهار خوری گرفته تا روی کابینت و میز توالت و مبل و غیره به محض اینکه وقت گیر بیاره تو دستشویی جلوی آب وایستاده تا آب بازی کنه و همش باید بگیم پسرم آب رو سرامیک نریز سر میخوری خلاصه اینکه همش چشمون دنبالشه که خرابکاری نکنه دیروز هم درو دیوارو با مداد نقاشی کرده بود دیشب دایی جون محمد با خونمون تماس گرفت تلفن نام محمد را تکرار میکنه گوشیو بهم دادو گفت مامان تلفن. بعدش هم گفت داداشته و منو باباش کلی  خندیدیم.عمو علی دیشب پیشمون بود و دید که چطور از مبلها بالا میره،تا گلی را که ب...
22 اسفند 1390

درو دیوار بالا رفتن های کسرا خان

کسرا جون همیشه دوست داره رو بلندی باشهو راه برهاز روی میز ناهار خوری گرفته تا روی کابینت و میز توالت و مبل و غیره به محض اینکه وقت گیر بیاره تو دستشویی جلوی آب وایستاده تا آب بازی کنه و همش باید بگیم پسرمآبرو سرامیک نریز سر میخوری خلاصه اینکه همش چشمون دنبالشه که خرابکاری نکنه دیروز همدرو دیوارو با مداد نقاشی کرده بود دیشب داییجون محمدبا خونمون تماس گرفت تلفننام محمد را تکرار میکنه گوشیو بهم دادو گفت مامان تلفن. بعدش هم گفت داداشته و منوباباش کلی خندیدیم.عمو علیدیشبپیشمون بودو دید که چطور از مبلها بالا میره،تا گلی را که به خاطره دسترس نبودنش به دیوار آویزون کردمرا بگیره، منهم از شیطنتهاش عکس گرفتم. ...
22 اسفند 1390

ریموت تلوزیون و کسرا جون

    من از طریق فلش مموری کارتونهایی مثل بره ناقلا       کونگ فو پاندا                   بانی خرگوشه            وتام جری را بهت نشون میدادم یه روز تعطیل که سه تایی تو خونه بودیم دیدم ریموت را برداشتی و از روی فلش داری کارتون میبینی وقتی منو دیدی با خوشحالی گفتی مامان اینو زدم و من دیدم خودت داری توی منوها  میری و میتونی واسه خودت  مانور بدی  و یک موزیک ویدئو  انیمیشنی نازنین ناز نکن را هزار بار گوش میدی که دیگه...
21 اسفند 1390