کسرا  کسرا ، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره

کسرا یعنی شاه خوب

دوران کرونا و خانه نشینی

مسافرت به کوهرنگ

کوهرنگ  از شهر های چهار محال و بختیاریه که به علت واقع شدن در ارتفاع بسیارسرده و  آبشار های زیادی در این شهر وجودداره که مهتمرین و پر آب ترینش چشمه کوهرنگه  .اینهم نمایی از چشمه کوهرنگ که به علت مه آ لود  بودن هوا  کمی تار دیدیه میشه    زمانی که به کوهرنگ رسیدیم باران شدید اومد و دمای هوا به شدت پائین آمد که ما از ترس سرما خوردن و باد و باران از ماشین پیاده نشدیم وقتی هم که بارون بند اومد باز هم دمای هوا پائین بود و من یک لحظه از چشمه آب خوردم و سریع به ماشین برگشتم کسرا هم اسرار میکرد منهم میخوام از ماشین پیاده شم با اینکه بارونی بود و هوا هم سرد ...
8 شهريور 1391

مسافرت تابستانی و سد زاینده رود

در ایران شهر های زیادی به نام داران وجود داره و این شهر جزء شهر فریدن اصفهانه  ما روز دوشنبه از داران به طرف چادگان برای دیدن سد زاینده رود به راه افتادیم چادگان به خاطر سد زاینده رود خیلی  با صفا و پر آب بودو از داران تا چادگان همش سر سبز بود اینهم نمایی از سد زاینده رود که هم زیبا و هم پر آب بود و کسرا هم کنار سد داره راه   میره  روبروی این سد ویلا های زیبایی بود که برای استراحت و خواب اجاره میدادند ولی ما قصد موندن در شب را نداشتیم بعد از تفریح در کنار سد به طرف شهر قشنگ و چشمه کوهرنگ که جزو یکی از شهرهای چهار محال و بختیاری بود رسیدیم. ...
6 شهريور 1391

اولین مسافرت طولانی با کسرا

ما مسافرتمون را زمانی شروع کردیم که حال عمومی کسرا خیلی بهتر شده بود  و دوران نقاهت بیماریش را طی کرده بود، مامان حاجی هم  توی این سفر با ما بود     ما از تهران به سمت محلات براه افتادیم به آبگرم محلات رفتیم و بعد از اینکه از آبگرم اونجا استفاده کردیم و بعد خوردن ناهار به خمین و از اونجا به سمت گلپایگان رفتیم گلپایگان   خیلی خنک بود از محصولات اونجا خرید کردیم و کسرا هم حسابی تو یکی از پارک هاش بازی کرد بعداز ظهرهمانروزبه (شهر عسل)  خوانسار رفتیم  که تو خیابون های قشنگش  بورس عسل به چشم میخورد و واقعا تنوع عسلشون بی نظیر بود بعد ...
4 شهريور 1391

شعری زیبا برای پسرم

تو شاهکار خالقی.... تحقیر را باور نکن.... بر روی بوم زندگی هر چیز می خواهی بکش...... زیبا و زشتش پای توست...... تقدیر را باور نکن..... تصویر اگر زیبا نبود....... نقاش خوبی نیستی از نو دوباره رسم کن...... تصویر را باور نکن.... خالق تو را شاد آفرید..... آزاد آزاد آفرید...... پرواز کن تا آرزو........ زنجیر را باور نکن   ...
23 مرداد 1391

شعری زیبا برای پسرم

تو شاهکار خالقی.... تحقیر را باور نکن.... بر روی بوم زندگی هر چیز می خواهی بکش...... زیبا و زشتش پای توست...... تقدیر را باور نکن..... تصویر اگر زیبا نبود....... نقاش خوبی نیستی از نو دوباره رسم کن...... تصویر را باور نکن.... خالق تو را شاد آفرید..... آزاد آزاد آفرید...... پرواز کن تا آرزو........ زنجیر را باور نکن ...
23 مرداد 1391

تاثیر برنامه تلوزیونی عمو پورنگ بر شخصیت کسرا

برنامه عمو پورنگ و امیر محمد برای کسرا خیلی جذابه و زمانی که تو خونه باشیم به من یاد آوری میکنه که تلویزیون را روشن کنم تا برنامهعمو پورنگ را تماشا کنه. امیر محمد تو این برنامه نقش های مختلفی را بازی میکنه که تو یکی از اونها پلیس میشه کسرا هم این نقشش را خیلی دوست داره و تمام حرکاتش را تو ذهنش ظبط میکنه. هر وقت که برنامه عمو پورنگ تمام میشه ماجرای نقش بازیکردن من و کسرا شروع میشه چون از من میخواد که غیر از گلدون خان که همون پلیسست نقش مفابل را بازی کنم . گلدون خان برای جذاب کردن بازی خودشوقتی اصطلاح( گوشتیکه ) را به کار میبره همزمان یک لگد پرت میکنه و اینکار را کسرا همون روز اول یاد گرفت و تو اج...
21 مرداد 1391

تاثیر برنامه تلوزیونی عمو پورنگ بر شخصیت کسرا

برنامه عمو پورنگ و امیر محمد برای کسرا خیلی جذابه و زمانی که تو خونه باشیم به من یاد آوری میکنه که تلویزیون را روشن کنم تا برنامه عمو پورنگ را تماشا کنه. امیر محمد تو این برنامه نقش های مختلفی را بازی میکنه که  تو یکی از اونها پلیس میشه  کسرا هم این نقشش را خیلی دوست داره و تمام حرکاتش را تو ذهنش ظبط میکنه. هر وقت که برنامه عمو پورنگ تمام میشه ماجرای نقش بازیکردن من و کسرا شروع میشه چون از من میخواد که غیر از گلدون خان که همون پلیسست نقش مفابل را بازی کنم . گلدون خان برای جذاب کردن بازی خودش وقتی اصطلاح( گوشتیکه ) را به کار میبره همزمان یک لگد پرت میکنه و اینکار را کس...
21 مرداد 1391

افطاری در باغ منظریه نیاوران

دیشب افطاری به باغ منظریه رفتیم جای همگی خالی بود چون هوای خیلی خنکی داشت به کسرا بی نهایت خوش گذشت. ابتدای ورودی باغ راآذین بندی کرده بودند.دوتا عروسک که یکشون بنتن و یکی دیگش هم مترسک بود به کسرا خوش امدگویی کردند و کسرا همزود با هاشون دوست شدیک کار جالبشونابن بود که به بچه هالیوانهای قمقمه عروسکیهدیه میدادندو شمشیربادکنکی کهبا اونعروسکهای گندهبازی کنند. این همون شمشیریه که با بادکنک برای کسرا درست کرده بودند و تا آخرین لحظات مهمونی کسرا با این عروسکها شمشیر بازی میکرد از دیگر مراسم باغ پخش موسیقی شاد و آتش بازی است که عکسهای اونو در ادامه مطلب میبینیم. اینجا با فرستادن منورهای رنگی به هوا...
17 مرداد 1391

افطاری در باغ منظریه نیاوران

دیشب افطاری به باغ منظریه رفتیم جای همگی خالی بود چون هوای خیلی خنکی داشت به کسرا بی نهایت خوش گذشت . ابتدای ورودی باغ  را آذین بندی کرده بودند.دوتا عروسک که یکشون بنتن و یکی دیگش هم مترسک بود  به کسرا خوش امدگویی کردند و کسرا هم زود با هاشون دوست شد یک کار جالبشون  ابن بود که به  بچه ها لیوانهای قمقمه عروسکی هدیه میدادند و شمشیر  بادکنکی که با اون  عروسکهای گنده  بازی کنند.    این همون شمشیریه که با بادکنک برای کسرا درست کرده بودند و تا آخرین لحظات مهمونی کسرا با این عروسکها شمشیر بازی میکرد از د...
17 مرداد 1391

تشویق به کارهای خوب با خرید اسکوتر

کسرا جون چند وقته که گیر داده من اسکوتر میخوام و هر وقت تو دست بچه ها میدید اونقدر بهشون اصرار میکرد تا برای چند لحظه اسکوترشونو بگیره و سوار بشه و فتی هم که میگرفت به جای اینکه سوار اسکوتر بشه خودش اونو راه میبرد و کلی هم لذت میبرد. ما تصمییم گرفتیم واسش اسکوتر بخریم وبه نوعی در قبال کارهای خوب تشویقش کنیم.  یکروز که داشتم نماز میخوندم دیدم که اونهم به نماز ایستاده بهش گفتم دستات را بلند کن و بگو خدا جون به دل بابام بنداز که واسم اسکوتر بخره و او هم از خداجون این را خواست و واقعا بی صبرانه منتظر خرید اسکوتر بود با اینکه خرید اسکوتر را به هفته های بعد موکول کرده بودیم ولی بابای کس...
9 مرداد 1391