کسرا  کسرا ، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره

کسرا یعنی شاه خوب

دوران کرونا و خانه نشینی

ماجرای گربه کوچولو و بچه ها درپارک

دیروز با کسرا به پارک رفتیم طبق معمول کسرا روی تاب نشست و همینطور که مشغول بازی بود مانا جون دختر خالشبا خاله جونشرا دید کهاز دیدنشون بسیار خوشحال شدهمینطور که توی پارک قدم میزدیم متوجه یک بچه گربه شدیم که زیر درخت پناه گرفتهبود هرچی به کسرا گفتیم بیا نگاش کن جلو نمیآمد و محتاتانه برخورد میکردمانا جون پیشی کوچولو را ناز کرد تا کسرا بهپیشی نزدیکتر شه ولی کسرا همچنان دو قدم ازپیشی دور ترمی ایستاد و جانب احتیاط را رعایت میکرد .دختری تو پارک بود که برعکس کسرا خیلی جسورانه عمل میکرد تا پیشی را دید گفت این مال ماست و سریع گربه را توی دستاش گرفت. کسرا که دید دوستش چه راحت بچه گربه را گرقته یک مقدار جسارت...
21 تير 1391

ماچرای کادو دادن و جشن تولد حسین شوهر مانا

دیشب جشن تولد حسین آقا شوهر مانا جون بود و ما بعد از ظهر به خونشون رفتیم کسرا خیلی مانا جونو دوست داره از صبح  لباس میاورد و با سختی میپوشیدو میگفت  بریم. توی راه بابای کسرا به شوخی گفت من خونه مانا جون میذازمت و بعد منو کسرا میریم پارک که کسرا بهش گفت بابا من پارک نمیام میخوام برم خونه مانا جون . وارد خونه که شدیم چشمش به دستم بود که ببینه کادو را کجا میذارم منهم کادورا رو بقیه کادوها گذاشتم. کسرا به طرف کادو رفت تا اونوبرداره بهش گفتم دست نزن تا خودشون باز کنن ولی از اونجایی که کنجکاوه و میخواست اونو وا کنه. کادو را برداشت و به طرف اتاق دوید ...
17 تير 1391

ماچرای کادو دادن و جشن تولد حسین شوهر مانا

دیشب جشن تولد حسین آقا شوهر مانا جون بود و ما بعد از ظهر به خونشون رفتیم کسرا خیلی مانا جونو دوست داره از صبح لباس میاورد وبا سختیمیپوشیدو میگفت بریم. توی راه بابای کسرا بهشوخیگفت منخونه مانا جونمیذازمت و بعد منو کسرا میریم پارک کهکسرا بهش گفت بابا من پارک نمیام میخوام برم خونه مانا جون. وارد خونه که شدیم چشمش به دستم بود که ببینه کادو را کجا میذارم منهم کادورا رو بقیه کادوها گذاشتم. کسرا به طرف کادو رفت تا اونوبرداره بهش گفتم دست نزن تا خودشون باز کنن ولی از اونجایی که کنجکاوهو میخواست اونو وا کنه. کادو را برداشت و به طرف اتاق دوید وقتی بهش رسیدیم،مقداری از کاغذ کادو را پاره کرده بود که دوبارهاونو چسبون...
17 تير 1391

دشت هویج و کوه پیمایی با کسرا جون

دشت هویج در چند کیلومتری افجه و در قله کوه قرار داره دیروز با فامیل و  محمدرضا خان که تازه از آمریکا اومده بود به اونجا رفتیم معمولا یکی از اقوام که به ایران میاد ، تفریح و  دیدو بازدیدها  بیشتر انجام میشه و به کسرا هم خیلی خوش میگذره چون با کوچیک و بزرگ فامیل گپ میزنه و فامیل همگی دوستش دارن و دیروز هم کوچکترین عضو از افراد کوهنورد بود که انصافا خیلی خوب بالا اومد ،ما به هن هن افتادیم و اون واسه خودش  به طرف بالا میرفت، آقا فیروز بهش گفت کسرا دستمو بگیر  تامن بتونم بیام بالا. به اون گفت برو بابا این حرفا چیه خودت میتونی بیای آقا فیروز...
13 تير 1391

دشت هویج و کوه پیمایی با کسرا جون

دشت هویج درچند کیلومتری افجه و در قله کوه قرار دارهدیروز بافامیلو محمدرضا خان که تازه ازآمریکا اومده بود به اونجا رفتیم معمولا یکی از اقوام که به ایران میاد، تفریح و دیدو بازدیدها بیشتر انجام میشه و به کسرا هم خیلی خوش میگذره چون با کوچیک و بزرگ فامیل گپ میزنه و فامیل همگی دوستش دارن و دیروز هم کوچکترین عضو از افراد کوهنورد بود که انصافا خیلی خوب بالا اومد ،ما به هن هن افتادیمو اون واسه خودش به طرف بالا میرفت،آقا فیروز بهش گفت کسرا دستمو بگیر تامن بتونم بیام بالا. به اونگفت برو بابا این حرفا چیه خودت میتونی بیای آقا فیروز کلی خندیدو گفت اینما را هم درس میده. کسرا از حرکت نمی ایستاد و راه رفتن را به ن...
13 تير 1391

یکسری عکس از درسا گلی

درسا جون دختر آرومو گلیه و به دل همه میشینه انشالله که عاقبت بخیر و خوشبخت شه  دیروز کسرا خیلی به یاد آرین و درسا بود و میگفت بریم پیش نینی . درسا کوچکترین عضو  و بیستمین نوه خانواده ما محسوب میشه . بقیه عکس های درسا جون در ادامه مطلب   ...
3 تير 1391

یکسری عکس از درسا گلی

درسا جون دختر آرومو گلیه و به دل همه میشینه انشالله که عاقبتبخیر و خوشبختشه دیروز کسرا خیلی به یاد آرین و درسا بود و میگفت بریم پیش نینی . درسا کوچکترین عضو وبیستمین نوه خانواده ما محسوب میشه . بقیه عکس های درسا جون در ادامه مطلب ...
3 تير 1391

مهمونی درسا جون

ا ین هم عکس  درسا جون دختر دایی کسرا که امروز خونه عمه احترام به مهمونی اومده امروز 2 روزش شده و ما هم به خونه خاله جون احترام رفتیم کسرا هم از دیدن درسا جون خیلی خوشحال شدو با اینکه خواب بود دوست داشت نازش کنه  عزیزم تولدت مبارک     کسرا و آرین امروز مواظب درسا گلی بودند تا کسی نینی را اذیت نکنه تو پستهای بعدی عکس های بیشتری از درسا جون میذارم.آرین و کسرا هم امروز به پشت بام خاله جون احترام رفتند و حسابی تاب بازی کردند که عکس هاشونو تو ادامه مطلب گذاشتم      ...
3 تير 1391

مهمونی درسا جون

ا ین هم عکس درسا جوندختر دایی کسراکه امروز خونه عمه احترام بهمهمونی اومدهامروز 2 روزش شده و ما هم به خونه خاله جون احترام رفتیم کسرا هم از دیدن درسا جون خیلی خوشحال شدوبا اینکه خواب بود دوست داشت نازش کنه عزیزم تولدت مبارک کسرا و آرین امروز مواظب درسا گلی بودند تا کسی نینی را اذیت نکنه تو پستهای بعدی عکس های بیشتری از درسا جون میذارم.آرین و کسرا هم امروز بهپشت بام خاله جون احترام رفتند و حسابی تاب بازی کردند که عکس هاشونو تو ادامه مطلب گذاشتم ...
3 تير 1391

نظر کسرا در مورد نی نی دوم

    درسا گلی روز سه شنبه ٣٠ خرداد ٩١ ١٣ساعت ١٤ در بیمارستان  تهران به دنیا اومد. همه ما از این خبر خیلی خوشحال شدیم به کسرا هم گفتیم که حالا دیگه آرین یک خواهر داره و مامان حاجی بهش گفت .کسرا شما هم دوست داری که نینی داشته باشین کسرا هم جواب داد نه. بابا مال منه مامان مال منه و جهت اطمینان بیشتر از من سوال کرد مامان شما مامان نینی میشی؟ منهم گفتم نه من فقط مامان کسرام دوباره از من سوال کرد بابام بابای نینی میشه؟ گفتم نه فقط بابای کسراست و به حالت خوشحالی و خنده گفت بابا مال منه مامان هم مال منه. از اینجا بود که فهمیدیم دوست نداره محبتمون نسبت به خودش کم بشه و فرد دیگری را به عنو...
31 خرداد 1391