کسرا  کسرا ، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره

کسرا یعنی شاه خوب

دوران کرونا و خانه نشینی

تشویق به کارهای خوب با خرید اسکوتر

کسرا جون چند وقته که گیر داده من اسکوتر میخوام و هر وقت تو دست بچه ها میدید اونقدر بهشون اصرار میکردتا برای چند لحظه اسکوترشونو بگیره و سوار بشه و فتی هم که میگرفت به جای اینکه سوار اسکوتر بشه خودش اونو راه میبرد و کلی هم لذت میبرد. ما تصمییم گرفتیم واسش اسکوتر بخریم وبه نوعی در قبال کارهای خوب تشویقش کنیم. یکروز که داشتم نماز میخوندم دیدم که اونهم به نماز ایستاده بهش گفتم دستات را بلند کن و بگو خدا جون به دل بابام بنداز که واسم اسکوتر بخره و او هم از خداجون این را خواست و واقعا بی صبرانه منتظر خرید اسکوتر بود با اینکه خرید اسکوتر را به هفته های بعد موکول کرده بودیم ولی بابای کسرا گفت تو همین هفته ...
9 مرداد 1391

شعر بستنی برای پسرم

اگر دیدی بچه ای به درختی تکیه کرده عاشق بستنیه و گریه کرده بستنی آی بستنی بستنی ام بستنی خوشمزه و خواستنی سرخ وسفیدوزردم همیشه سردسردم هرکی که من روخورده دلش روخنده برده لیس میزنی تو تازه به لپ من که نازه یواش یواش آب میشم خسته و بیتاب میشم آب میشم ازخجالت ولی توخوش به حالت منو تموم می کنی وقتی که اوم میکنی رولباست می ریزم یواش بخور عزیزم بستنی مهربون بازهم میاد خونتون دوست منی همیشه بی بستنی نمی شه ...
4 مرداد 1391

شعر بستنی برای پسرم

اگر دیدی بچه ای به درختی تکیه کرده عاشق بستنیه و گریه کرده بستنی آی بستنی بستنی ام بستنی خوشمزه و خواستنی سرخ وسفیدوزردم همیشه سردسردم هرکی که من روخورده دلش روخنده برده لیس میزنی تو تازه به لپ من که نازه یواش یواش آب میشم خسته و بیتاب میشم آب میشم ازخجالت ولی توخوش به حالت منو تموم می کنی وقتی که اوم میکنی رولباست می ریزم یواش بخور عزیزم بستنی مهربون بازهم میاد خونتون دوست منی همیشه بی بستنی نمی شه ...
4 مرداد 1391

شن بازی آرامبخش روان کودک

کسرا شن بازی را خیلی دوست داره و اگر تو محیط شن و سنگ باشه این بازی را به بازیهای دیگه ترجیح میده و با قدرت تخیلش کوه میسازه و  با گذاشتن سنگها  روی هم برج درست میکنه و از لمس کردن و بازی با شن و سنگ لذت زیادی میبره .وقتی کسرا خیلی پر انررژیه دوست داره با پرت کردن شن به هوا و روبروش انرژیه خودش را تخلیه کنه و من هم این فرصت را برای اون ایجاد میکنم چون وسیله خوبی برای بازیهای تهاجمی کودک به شمار میره .علاوه بر تخلیه انرژی خیلی فواید دیگه ای هم داره از جمله اینکه از طریق پر کردن ظرف شن به  هماهنگی و انعطاف بدنی میرسه  و به مفاهیم وزن و ظرفیت پی میبره و او...
1 مرداد 1391

شن بازی آرامبخش روان کودک

کسرا شن بازی را خیلی دوست داره و اگر تو محیط شن و سنگ باشه این بازی را به بازیهای دیگه ترجیح میده و با قدرت تخیلش کوه میسازه و با گذاشتن سنگها روی هم برج درست میکنه و از لمس کردن و بازی با شن و سنگ لذت زیادی میبره .وقتی کسرا خیلی پر انررژیه دوست داره با پرت کردن شن به هوا و روبروش انرژیه خودش را تخلیه کنه و من هم این فرصت را برای اون ایجاد میکنم چونوسیله خوبی برای بازیهایتهاجمی کودک به شمار میره .علاوه بر تخلیه انرژی خیلی فواید دیگه ای هم داره از جمله اینکه از طریق پر کردن ظرف شن بههماهنگی وانعطاف بدنی میرسه و به مفاهیم وزن و ظرفیت پی میبره و اونقدر شارژ میشه که وقتی تو خونه خودمون هم که هست تو ...
1 مرداد 1391

شاهکار جدید کسرا جون

ما هر روز بعد از ظهر با کسرا برنامه بیرون رفتن داریم .دیروز بابای کسرا برای انجام کاری   بیرو ن رفت و گفت حاضر باشید تا برگشتم با هم بریم گردش و کسرا هم با کلی نق و نوق   قبول کرد من در ورودی را قفل کردم ولی کلید را از روی در بر نداشتم در همین حین   تلفن زنگ زد که تا من رفتم جواب بدم کسرا در ورودی را باز کردو از خونه خارج شد   و کلید را هم با خودش برد من مشغول صحبت بودم که دیدم در را بست .تلفن را قطع   کردم که به دنبالش برم دیدم در را روی من قفل کرده و از اون طرف داره منو صدا میکنه      م ا مان در را باز کن من تازه فهمیدم که چکار کرده بهش گفتم من کلید ندارم. ...
27 تير 1391

شاهکار جدید کسرا جون

ما هر روز بعد از ظهر با کسرا برنامه بیرون رفتن داریم .دیروز بابای کسرا برای انجام کاری بیرو ن رفت و گفت حاضر باشید تا برگشتم با هم بریم گردش و کسرا هم با کلی نق و نوق قبول کرد من در ورودی را قفل کردم ولی کلید را از روی در بر نداشتم در همین حین تلفن زنگ زد که تا من رفتم جواب بدم کسرا در ورودی را باز کردو از خونه خارج شد و کلید را هم با خودش برد من مشغول صحبت بودم که دیدم در را بست .تلفن را قطع کردم که به دنبالش برم دیدم در را روی من قفل کرده و از اون طرف داره منو صدا میکنه م ا مان در را باز کن من تازه فهمیدم که چکار کرده بهش گفتم من کلید ندارم. کلید را به طرف جا کفشی بپیچون تا باز شه و از چشمی ...
27 تير 1391

خلاقیت در جابجایی شعر

کسرا شعر های زیادی را توی خونه یاد گرفته و جالبی کار اینجاست که شعر را برعکس میخونه ویا شخصیت شعر را عوض میکنه و با همون فعل و فاعل قبلی میخونه مثلا تو شعر آقا پلیس که به این شکل خونده میشه: شبها که ما میخوابیم آقا پلیسه بیداره ما خواب خوب میبینیم اون تو فکر کاره آقا پلیس زرنگه با دزد ها خوب میجنگه ما پلیس و دوست داریم بهش احترام میذاریم . تو این شعر اگه بخواد شخصیت را عوض کنه به جای آقا پلیسه اسم فرد دیگه ای را میبره مثلا میگه دایی مجتبی زرنگه با دزدها خوب میجنگه ما دائی جونو دوست داریم بهش احترام میذاریم بعضی موقع ها هم فعل ها را منفی میکنه و هر شخصیتی که بکار برد میگه ما فلانی را دوست نداریم ...
25 تير 1391

خلاقیت در جابجایی شعر

    کسرا شعر های زیادی را توی خونه یاد گرفته و جالبی کار اینجاست که شعر را برعکس میخونه ویا شخصیت شعر را عوض میکنه و با همون فعل و فاعل قبلی میخونه مثلا تو شعر آقا پلیس که به این شکل خونده میشه: شبها که ما میخوابیم آقا پلیسه بیداره ما خواب خوب میبینیم اون تو فکر کاره آقا پلیس زرنگه با دزد ها خوب میجنگه ما پلیس و دوست داریم بهش احترام میذاریم . تو این شعر اگه بخواد شخصیت را عوض کنه به جای آقا پلیسه اسم فرد دیگه ای را میبره مثلا میگه دایی مجتبی زرنگه با دزدها خوب میجنگه ما دائی جونو دوست داریم بهش احترام میذاریم بعضی موقع ها هم فعل ها را منفی میکنه و هر شخصیتی که بکار برد میگه ما ف...
24 تير 1391

ماجرای گربه کوچولو و بچه ها درپارک

دیروز با کسرا به پارک رفتیم طبق معمول کسرا روی تاب نشست و همینطور که مشغول بازی بود مانا جون دختر خالش   با خاله جونش را  دید  که از  دیدنشون بسیار خوشحال  شد همینطور که توی پارک قدم می زدیم متوجه یک بچه گربه شدیم که زیر درخت   پناه گرفته بود  هرچی به کسرا گفتیم بیا نگاش کن جلو نمیآمد و محتاتانه برخورد  میکرد مانا جون پیشی کوچولو را ناز کرد تا کسرا به پیشی نزدیکتر شه ولی کسرا همچنان  دو قدم از پیشی دور تر می ایستاد  و جانب احتیاط را رعایت میکرد .دختری تو پارک بود که برعکس کسرا خیلی جسورانه عمل میکرد ت...
21 تير 1391