کسرا  کسرا ، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 4 روز سن داره

کسرا یعنی شاه خوب

دوران کرونا و خانه نشینی

سیاست کسرا خان برای رفتن به پارک

صبح روز جمعه    بعد از  خوردن صبحونه   کسرا دیگه سراغ وسایل بازیش نرفت از همون اول صبح رفتن به پارک و بازی توی سرش بود و از سرسره و تاب حرف میزد. و بیقراری را برای رفتن به پارک شروع کرده بود منهم چون توی خونه خیلی کار داشتم بهش قول دادم که به حیاط میبرمت تا توپ بازی کنی اونهم قبول کرد.     وقتی تو حیاط بردمش بعد از چند دقیقه گفت بریم تو ماشین .من گفتم بابا ماشین را     برده گفت بریم ببینم ، در خونه را باز کرد   بیرون رفت و حاضر نشد تا به خونه برگرده   و از این بابت خیلی خوشحال بود چون موفق شده بود به بیرون بیاد  و همش   ...
13 ارديبهشت 1391

سیاست کسرا خان برای رفتن به پارک

صبح روز جمعه بعد از خوردن صبحونه کسرا دیگه سراغ وسایل بازیش نرفت از همون اول صبح رفتن به پارک و بازی توی سرش بود و از سرسره و تاب حرف میزد. و بیقراری را برای رفتن به پارک شروع کرده بود منهم چون توی خونه خیلی کار داشتم بهش قول دادم که به حیاط میبرمت تا توپ بازی کنی اونهم قبول کرد. وقتی تو حیاط بردمش بعد از چند دقیقه گفت بریم تو ماشین .من گفتم بابا ماشین را برده گفت بریم ببینم ، در خونه را باز کرد بیرون رفت و حاضر نشد تا به خونه برگرده و از این بابت خیلی خوشحال بود چون موفق شده بود به بیرون بیاد و همش گیر میداد بریم پارک وقتی به پارک رسیدیم هیچ بچه ای تو پارک نبود ، که باهاش باز...
13 ارديبهشت 1391

اسب سواری در پاساژ

من و بابا وکسرا برای خرید به پاساژ رفتیم .داخل پاساژ یکدونه اسب موزیکالی بود که بچه ها سوارش میشدند   کسرا هم تو نوبت سوار شدن بود وقتی روی اسب نشست خیلی خوشش اومده بود و دوست نداشت که پائین بیاد در آخر هم با التماس و خواهش و اینکه دیگران هم تو نوبتند رضایت داد و پیاده شد ...
13 ارديبهشت 1391

اسب سواری در پاساژ

من و بابا وکسرا برای خرید به پاساژ رفتیم .داخل پاساژ یکدونه اسب موزیکالی بود که بچه ها سوارش میشدند کسرا هم تو نوبت سوار شدن بود وقتی روی اسب نشست خیلی خوشش اومده بود و دوست نداشت که پائین بیاد در آخر هم با التماس و خواهش و اینکه دیگران هم تو نوبتند رضایت داد و پیاده شد ...
13 ارديبهشت 1391

سالروز تولد مامان جون کسرا

امروز یازدهم اردیبهشت سالروز تولد مادرم (مادر بزرگ مادری کسرا)است   که دیماه 1384 به رحمت خدا رفت وپسرم از یک مادر بزرگ خوب محروم شد.  این شعر تقدیم به بهترین  مادر دنیا   دلم برای تو گیرد بهانه ای مادر                      ببین که شعر سرایم غمانه ای مادر نگاه من چو بیفتد به جای خالی تو                   کشد لهیب عشق زقلبم زبانه ای مادر هنوز باورم نیست رفته ای از دست         ...
13 ارديبهشت 1391

سالروز تولد مامان جون کسرا

امروز یازدهم اردیبهشت سالروز تولد مادرم (مادر بزرگ مادری کسرا)است که دیماه 1384 به رحمت خدا رفت وپسرم از یک مادر بزرگ خوب محروم شد. این شعر تقدیم به بهترین مادر دنیا دلم برای تو گیرد بهانه ای مادر ببین که شعر سرایم غمانه ای مادر نگاه من چو بیفتد به جای خالی تو کشد لهیب عشق زقلبم زبانه ای مادر هنوز باورم نیست رفته ای از دست قدم گذار به خوابم شبانه ای مادر گذار دست نوازش زمهر بر سر من زند دوباره محبت جوانه ای مادر دلم گرفته عزیزم بگو تو جان بر من که جان دهد دختر ت این ترانه ای مادر همیشه جای تو در قلب من بود خالی بدی به مهر و محبت خزانه ای مادر برای شادی روح همه عزیزان خصوصا ما...
13 ارديبهشت 1391

ماجرای آقای پلیس و کسرا در پارک

    صبحها وقتی پسرم از خواب بلند میشه یک کمی نرمش میکنه و دست صورتشو که شست و یک صبحونه خوب هم که خورد میاد سراغ اسباب بازیهاش و با اونها سرگرم میشه با تمام سرگرمیهایی که داره رفتن به پارک خیلی خوشحالش میکنه و تا دیر وقت هم به بازی ادامه میده حتی اگه بچه ای تو پارک نباشه . خلاصه یکروز از یک افسر پلیس که نزدیک پارک بود خواهش کردیم تا بهش تذکر بده که دیگه وقت بازی تمومه و باید در پارک راببندیم و اونهم قبول کرد.ماجرا به اینجا   ختم نمیشه از اون روز تا حالا داستانهای زیادی تعریف کردم که پلیس ها خیلی خوبند  ماهم پلیس ها را دوست داریم چون اونها اجازه نمیدن تا کسی ما را اذیت کنه   و با...
12 ارديبهشت 1391

ماجرای آقای پلیس و کسرا در پارک

صبحها وقتی پسرم از خواب بلند میشه یک کمی نرمش میکنه و دست صورتشو که شست و یک صبحونه خوب هم که خورد میاد سراغ اسباب بازیهاش و با اونها سرگرم میشه با تمام سرگرمیهایی که داره رفتن به پارک خیلی خوشحالش میکنه و تا دیر وقت هم به بازی ادامه میده حتی اگه بچه ای تو پارک نباشه . خلاصه یکروز از یک افسر پلیس که نزدیک پارک بود خواهش کردیم تا بهش تذکر بده که دیگه وقت بازی تمومه و باید در پارک راببندیم و اونهم قبول کرد.ماجرا به اینجا ختم نمیشه از اون روز تا حالا داستانهای زیادی تعریف کردم که پلیس ها خیلی خوبند ماهم پلیس ها را دوست داریم چون اونها اجازه نمیدن تا کسی ما را اذیت کنه و با شعر پلیس بهش گفتم که باید به مقرارات و پلیس...
12 ارديبهشت 1391

شعر کودکانه

اتل متل توتوله بچه خوب چه جوره؟ بچه خوب مهربونه لباش همیشه خندونه بچه خوب مو دبه منظم و مرتبه به هر کجا که میره سلام یادش نمیره بچه خوب تمیزه پیش همه عزیزه ...
11 ارديبهشت 1391